You don't have javascript enabled. Good luck with that.

معرفي استان مركزي

6659
پنج شنبه - 6 آذر 1393 - ساعت 11:28

استان مركزي بين رشته كوه‌هاي البرز و زاگرس و در مجاورت كوير مركزي بين 33 درجه  و 30 دقيقه تا 35 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 57 دقيقه تا 51 درجه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان‌هاي تهران و قزوين، از جنوب به استان‌هاي اصفهان و لرستان، از شرق به استان‌هاي اصفهان و تهران و از غرب به استان همدان محدود است. مساحت كل استان مركزي حدود 29152 كيلومتر مربع است. مركز اين استان شهرستان اراک است. مهم‌ترين ارتفاعات استان را بخش‌هايي از كوه‌هاي مركزي و كوه‌هاي زاگرس تشكيل مي‌دهند. بلندترين ارتفاعات اين استان قله «شهباز» با 3388 متر ارتفاع در رشته كوه راسوند است و پست‌ترين منطقه آن را دشتي در جنوب ساوه با 950 متر ارتفاع از سطح دريا تشكيل مي‌دهد.استان مركزي از يک طرف در كوير مركزي و از طرف ديگر در محل زاويه چين‌خوردگي البرز و زاگرس واقع شده است. حدود 38 درصد از مساحت اين استان در منطقه نيمه بياباني، بين كوهستان و بيابان قرار دارد. خاک اين مناطق براي كشاورزي مناسب و استفاده از آب قنات و رودخانه ها در اين نواحي ميسر است.آب و هوا در مناطق مختلف متنوع است.

 

پیشینه

پیش از اسلام

 

استان مرکزی در منطقه‏ای واقع شده‌است که در زمانهای قدیم به آن ماد بزرگ، در اوایل دوره اسلامی ایالت جبال و در سده‏های بعد عراق عجم می‏گفتند. نام جبال برای اوّلین بار توسط اعراب به کوهستان‌های مغرب ایران نسبت داده شد. در دوره سلجوقیان، خلفای عباسی لفظ عراق عجم (به معنای عراق غیر عرب) را به مناطق غربی ایران نسبت دادند.

 

مادها

 زمانی که آریایی‌ها وارد ایران شدند متشکل از سه طایفه یا قوم بودند. گروهی به نام قوم پارس در مناطق جنوبی کشور مستقر شدند، گروه دوم پارتها بودند که در قسمت شرقی ایران ساکن شدند و گروه سوم مادها بودند که در مرکز و غرب ایران سکنی گزیدند.

بنا بر تحقیقات تاریخی، در گذشته سرزمین ماد به سه بخش عمده تقسیم شده بود:

 

ماد آتروپاتن یا ماد علیا یا ماد کوچک.

ماد سفلی یا ماد بزرگ (که امروزه قسمت بزرگ آن رااستان مرکزی تشکیل می‏دهد).ناحیه پارتاکناT استان اصفهان امروزی).

برای بررسی و چگونگی پیشرفت و توسعه در هر مکانی نیاز به اطلاعات جغرافیایی و تاریخی آن ناحیه از زمان یکجا نشینی و توسعه روستا و پیدایش شهر می‌باشد اما به دلیل جنگ‌ها و هجوم اقوام وحشی و خارجی به سرزمین ماد سفلی، اسناد و نوشته‌ها و آثاری که به طور وضوح مبین زندگی و تمدن آن دوران در استان باشد از بین رفته‌است، به عنوان مثال:

از خط نوشته دوران ماد، درداخل‌ایران چیز زیادی باقی نمانده، تنها سند مهم زبان تاتی است که از شاخه‌های زبان مادی بوده و اکنون در بخشهایی از استان مرکزی (منطقه وفس) در کمیجان با آن زبان سخن می‌گویند.

تمام سنگ نوشته‌ها و الواح مکشوفه مربوط به دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی است و آنها توجهی به آثار و تمدن قوم ماد نداشتند.

یورشهای مداوم ۴۶ ساله قومآشور به سرزمین ماد که سبب ویرانی شهرها و شهرکها شد. بسیاری از تپه‌های تاریخی به احتمال قوی بازمانده آن دوران هستند.

هجوم بیست و پنج ساله سکاها به ماد سفلی و ویرانی شهرها و شهرکها.

ویرانگری‌های اسکندر مقدونی در قسمتی از غرب ایران و ناحیهٔ ماد و نابودی کلیه نوشته‌های تاریخی و فرهنگی و اجتماعی به زبان مادی.

دگرگونی و تغییر خط و الفبا از پارسی باستان به هخامنشی و سپس به پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی.

حمله اعراب به ایران و سپس تهاجم ترکان و مغولان که موجب شد تمامی کتابهای مذهبی، علمی، تاریخی و فرهنگی سوزانده شود یا درون رودخانه ریخته شود.

هخامنشیان

در دوران هخامنشیان سرزمین‌ایران بنا به نوشتهٔ هرودت بیست ساتراپ تقسیم می‌شده‌است، که ماد سفلی (از ری تا همدان) جزء ساتراپ دهم بوده‌است. فهرست بیست گانه ساتراپ‌های ایران با توجه به تاریخ هرودت و سنگ نبشته‌های بیستون کشف شده‌است. استان مرکزی در روزگار هخامنشیان بخشی از ایالت مادها (ساتراپ دهم) و قسمتهایی از جنوب آن بخشی از سرزمین الیمائیس بشمار می‌رفته‌است. این استان در شمار کوست خوربران (یعنی جایی که خورشید از آنجا می‌رود) بوده‌است.

ساتراپ دهم که استان مرکزی کنونی بیشترین مساحت و مهمترین بخش آن را تشکیل می‌داده‌است، اهمیت این ناحیه را در زمان قبل از اسلام معلوم می‌نماید و از طرف دیگر هر گونه تصمیم گیری و فرمان‌های حکومتی، نوع معیشت، تخصص‌ها، حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی و رشد و توسعه از هر نظر در ساختار تمدن آریایی آن زمان مشمول ساتراپ دهم نیز می‌شده‌است.

  

آب و هوا

آب و هوای استان به علت وجود کوه‌های مرتفع، مجاورت با حاشیه مرکزی ایران، همجواری با بخشی از منطقه حوض سلطان، کویر میقان و حوزه آبریز دریاچه نمک و همچنین قرار گرفتن در محل تلاقی دو رشته کوه البرز و زاگرس، دارای آب و هوایی متنوع است. همچنین جهت و جریان وزش بادهای غربی ـ مدیترانه‌ای و اقیانوس اطلس، توده‌های هوای فشار زیاد اقیانوس هند و جریانهای سرد آسیای مرکزی شرایط اقلیمی استان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. مهمترین انواع آب و هوای استان عبارتند از: آب و هوای نیمه بیابانی در مناطقی چون ساوه و زرندیه، آب و هوای معتدل کوهستانی همراه با زمستان سرد و تابستان معتدل، در شهرستان‌هایی مانند اراک، خمین، تفرش و محلات. آب و هوای سرد کوهستانی با زمستانی سرد و برفی و تابستانی خنک در محدوده‌های جغرافیایی شهرستان شازند.

 

جاذبه های طبیعی

 دشت‌ها و بیابان‌ها

استان مرکزی در دوره کواترنری مرطوب بوده و بارش‌های آن روزگار که باعث شسته شدن رسوبات از کوه‌ها و انباشت آنها در بخش‌های پست شده دشت‌های حاصلخیزی چون دشت فراهان، دشت شازند، دشت ساوه و دشت زرند را به وجود آورده‌است. پست‌ترین نقطه استان دشت مسیله با ۹۵۰ متر بلندا از سطح دریاست.

 کویر

کویر میقان در نزدیکی شهر داوودآباد

دریاچه‌ها و تالابها

تالاب میقان در شمال شرقی اراک

این دریاچه در شمال شرقی اراک و در دشت فراهان قرار دارد، مساحت اش بسته به میزان بارندگی از صد تا صد و ده کیلومتر مربع تغییر می یابد. آب این دریاچه شور است. از نظر اقلیم زمستان های معتدلی دارد و همین سبب شده تا در پاییز و اوایل زمستان زیستگاه پرندگان و به ویژه پرندگان مهاجر باشد.

 دریاچه خورهه

این دریاچه دائمی از یکی از معدود دریاچه های معدنی استان مرکزی است. خودجوش است و حاوی ترکیبات گوگردی، غیر از آن به سبب جایگاه تاریخی اش مورد اهمیت است. همچنین از لحاظ علم پزشکی نیز مورد توجه است.

 دریاچه قاسم آباد

دریاچه ای طبیعی است در غرب خنداب، در منطقه ای کوهستانی بین روستاهای اوچ تپه و قاسم آباد. میزان آب اش بسته بارندگی متغیر است به گونه ای که در سال های خشک سالی گاهی خشک می شود و در سال های بارندگی قابل قایقرانی است. وسعت اش بین دو تا سه کیلومتر متغییر است و در پاییز و ابتدای زمستان محل تجمع پرندگان مهاجر است.

 

کوه ها

۷۵% از مساحت استان را ناهواری‌ها تشکیل داده‌است. کوه‌های استان مرکزی که در دوره ترشیاری شکل گرفته‌اند از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند. کوه‌های استان مرکزی دو گروه هستند یکی کوه‌های مرکزی در شهرستان‌های کمیجان، تفرش و قسمت‌هایی از ساوه و دیگری کوه‌های زاگرس در جنوب استان و در شهرهای شازند و خمین. کوه‌های راسوند در جنوب شازند و سفیدخانی در جنوب اراک از مهمترین کوه‌های استان هستند و قله شهباز با ۳۳۸۸ بلندی، در کوه‌های راسوند بلندترین کوه استان محسوب می‌شود.

 

رودخانه‌ها

 در حال حاضر میزان آب بدست امده از رودخانه‌ها، قنات‌ها و چشمه‌ها در استان حدود۲/۴ میلیارد متر مکعب است که تنها ۵۰ درصد از این حجم به مصرف کشاورزی می‌رسد.

 

چشمه‌ها

 چشمه‌های موجود در استان همانند: چشمهٔ عمارت، چشمهٔ عباس آباد، چشمهٔ پنجعلی، چشمهٔ اسکان، چشمهٔ انجدان، چشمهٔ محلات، چشمهٔ سنگستان و چشمهٔ بالقلو نقش مهمی در تأمین آب مصرفی استان دارد.

 

جنگل‌ها

استان مرکزی از جمله استان‌هایی است که از نظر پوشش جنگل‌های طبیعی بسیار فقیر است. سرانه جنگل در این ساتان شانزده برابر از سرانه آن در ایران پایین‌تر است. برخی بخش‌ها مانند ساوه و شازند و تفرش تاج پوشش ۵ تا ۱۰ درصد هستند و برخی دیگر از بخش‌ها مانند دلیجان، محلات، خمین، اراک، کمیجان و زرندیه دارای تاج پوشش ۱ تا ۵ درصد هستند. از جمله جنگل‌های موجود در استان می‌توان به پارک‌های جنگلی و جنگل‌های دست کاشت (۸۳۹٫۵ هکتار)اشاره کرد. مساحت جنگلهای طبیعی استان مرکزی ۱۵۱۲۷/۵۴۷۱ هکتار است. سرانه جنگل (جنگلهای طبیعی و دست کاشت) نزدیک به ۱۲۸ مترمربع است. در استان چهار ذخیره گاه جنگلی وجود دارد که شامل ذخیره گاه بلوط و سماق در شهرستان شازند با وسعت ۲۱۰ و ۷۵ هکتار و بنه در شهرستان تفرش با وسعت ۲۰ هکتار و خونیار واقع در شهرستان ساوه به مساحت ۲۰۰۰ هکتار است.

 

مراتع

 مراتع استان که عمدتا گیاهان بوته‌ای هستند به دلیل آب و هوای مختلف دارای تنوع زیادی هستند و در مجموع ۶۶% کل استان را پوشش می‌دهند.

گونه‌های جانوری

 حدود ۳۳۵ گونهٔ جانوری شامل: ۵۳ گونه پستاندار، ۲۰۵ گونه پرنده، ۵۴ گونه خزنده، ۴ گونه دوزیست و ۱۹گونه ماهی در این استان موجود هستند. نماد محیط زیست طبیعی این استان پازن می‌باشد که در استان به تگه نیز مشهور است.جانورانی مانند آهو، کل و بز، قوچ، میش، شغال، روباه، گرگ، خوک، خرگوش، تشی، خرس قهوه‌ای، پلنگ، گربه پالاس، کاراکال، سمور، لاک پشت، کبک، تیهو، کوکر، باقرقره و پرندگان مهاجر درنا، آنقوت، غاز و مرغابی چنگر در مناطق کوهستانی و استپی حفاظت شده استان زندگی می‌کنند.

 

مناطق حفاظت شده

منطقه حفاظت شده هفتادقله

این منطقه کوهستانی مساحتی برابر ۸۲۱۲۵ هکتار دارد، و بین شهرستان‌های اراک، محلات و خمین قرار دارد. این منطقه از سال ۱۳۵۳ تحت کنترل سازمان حفاظت محیط زیست درآمده‌است. این منطقه نمونه بارز یک اکوسیستم کوهستانی است به خاطر ارزش‌های زیستگاهی اش از زمان‌های قدیم به عنوان یکی از بهترین شکارگاه‌های کشور به حساب می‌آمده، وجود بیش از هفتاد کتیبه که قدیمی ترینشان به چهارصد سال پیش متعلق است نشانه‌ای بر این مدعا است. در این منطقه بیش از دویست گونه گیاهی وجود دارد و حیات وحش آن عبارت است از: قوچ و میش، کل و بز، آهو، پلنگ، گراز و گونه‌های مختلف پرندگان از جمله غاز خاکستری، اردک، لک لک سفید، بلدرچین، هوبره، فاخته و....

 

مناطق حفاظت شده چرا و وفس

این مناطق کوهستانی است و پوشش گیاهی بین بیست و پنج تا شصت درصد و همچنین آب فراوان دارد. کوه های کوچک زار، خشکه، وحش و لجور در این مناطق قرار دارند و حیات وحش آن عبارت اند از: قوچ و میش، آهو، گرگ، روباه، خرگوش، کبک، تیهو، باقرقره، فاخته و ... .

 

منطقه حفاظت شده سربند

این منطقه بیشتر از تپه ماهورها تشکیل یافته، زمستان های سرد و تابستان های معتدل دارد و حیات وحش آن را قوچ و میش و به ویژه کبک تشکیل می دهند. دره مالمیر و باغ سماق لو که از مناطق زیبای استان به شمار می روند در این منطقه واقع اند.

 

 

جاذبه های تاریخی:

شهر اراک

شهر اراک به دلیل قرار گیری در مسیر جاده های تاریخی و موقعیت جغرافیایی و ارتباطی با استان های جنوبی و غربی ایران نقش بسیار مهمی را در توسعه تبادلات کالا، تجارت و فرهنگ ها داشته است. بدین سبب بناهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی به لحاظ کمی و کیفی نشاندهنده اهمیت و ویژگی خاص این شهرستان است.از جمله این بناها می توان به مجموعه های زیر اشاره کرد:

 بازار اراک به همراه کاروانسراها و سراهای متنوع، کلیسای مسروپ، مدرسه امام خمینی(ره)( مدرسه سپهداری)-،مقبره آقا نورالدین عراقی، بنای تاریخی کاروانسرا، امامزاده عبدالله (کودزر)، امامزاده حواخاتون(ع)، مسجد سید ها، امامزاده محمد شهسواران، امامزاده احمد هزاوه، امامزاده 72 تن ساروق، بقعه پیر مراد آباد، امامزادگان سنجان،امامزاده ابراهیم(ع)(مشهدالکوبه)، امامزاده محمد عابد(ع)(مشهد میقان)، منزل تاریخی و موزه صنایع دستی حسن پور، حمام تاریخی چهار فصل- موزه مردم شناسی، موزه سلطان آباد، منزل تاریخی خاکباز، موزه مفاخر.

شهرستان آشتیان

از جمله جاذبه های تاریخی این شهرستان می توان به جاذبه های زیر اشاره کرد:

امامزاده عبدالله(ع)

پل تاریخی سیاوشان

غارتاریخی لنجرود

آسیاب جفتی

منزل دکترعبدالعظیم قریب

منزل میرزاحسن آشتیانی

کارگاه صابون سازی

منزل تاریخی هدایت الله وزیردفتری (موزه آشتیان)

منزل تاریخی معتمدالایاله ( موزه صنایع دستی)

 

شهر محلات

آتشکده آتشکوه نیمور محلات در 12 کیلومتری غرب دلیجان در استان مرکزی قرار دارد و متعلق به دوره ساسانی است.

عظمت بنا به حدی است که جزء برترین آتشکده‌های زردتشتیان جهان به شمار می‌رود.

این آتشکده در 5 کیلومتری جاده نیمور - محلات و نزدیکی روستای آتشکوه نیمور قرار دارد و مورخان بنای این آتشکده را متعلق به دوره ساسانیان دانسته و معتقدند که بر اساس شواهد و قرائن تا قرن چهارم هجری سالم بوده است.

بنای آتشکده در دامنه کوه آتشکوه و در کنار رودخانه‌ای به همین نام، در مساحتی حدود 600 متر مربع ساخته شده، طول بنا 28/40 متر و عرض آن در بخش شرقی 12/60 و در بخش غربی 25 متر می‌باشد.

مجموع آتشکده از 3 بخش تالار اصلی (شرقی)، تالار غربی و راهرو تشکیل شده است. تالار اصلی یا شرقی آتشکده که احتمالا محل آتشدان و نیایش بوده و شامل تالاری مربع شکل است، که هر ضلع آن از بیرون 12/60 متر طول دارد.

این تالار دارای 4 ستون مستحکم به ابعاد 2/70 در 2/70 متر و به ارتفاع شش متر تا پای طاق بوده که از سنگ و ساروج ساخته شده و گنبد و طاق این بنای عظیم روی این چهار ستون استوار است.

دو سوی ستون‌ها به طرف داخل تالار بصورت نیم دایره و دوسوی دیگر آنها به صورت مستقیم و دارای زاویه بوده و روی ستون‌ها سردرهایی هلالی و گنبدی شکل وجود داشته که بخش عمده آن فرو ریخته است.

 

شهر خمین

مهمترین اثر تاریخی كه موجب سفر گردشگران و میهمانان زیادی به خمین می‌شود، خانه قدیمی و تاریخی حضرت امام خمینی (ره) در مركز این شهر است. منزل پدری امام راحل در خمین ، قلعه تدافعی بوده كه هنگام حمله اشرار و غارتگران ، محلی امن برای اهالی بی‌دفاع محسوب می‌شده‌است. سبك ساختمان‌سازی این خانه مربوط به عصر قاجار است و قدمت آن به حدود  ۱۷۲ سال می‌رسد كه در مجموعه این بیت پنج خانه بزرگ و یك خانه كوچك است. امام خمینی (ره) در سال  ۱۲۸۱ هجری شمسی در پنج دری مشرف به حیاط بزرگ كه درهای آن رو به غرب باز می‌شوند متولد شده‌است. قسمت اصلی ساختمان بیت ، دارای یك ورودی اصلی شامل هشتی راهروی ارتباطی یا زیرطاقی ، اندرونی ، بیرونی و محل نگهداری حیوانات و یك باغ كوچك بوده است. 

 

شهر ساوه

به گزارش ایرنا، ˈقلعه آردمینˈ واقع در دهکده آردمین ساوه مربوط به دوره قاجاریان یکی از این آثار تاریخی و منحصر به فردی است که هرساله گردشگران بیشماری را جذب می کند.

این قلعه در 56 کیلومتری جاده ساوه – همدان در انتهای سه راهی غرق آباد در فاصله 16 کیلومتری در روستایی باصفا و سرسبز به نام ˈآردمینˈ و در دامنه جنوبی کوه قرار گرفته است.

بافت اصلی و معماری آن بدلیل دوری جاده از روستا بکر مانده است.

ˈقلعه آردمینˈ شامل بخش های اندرونی، ایوان ها، تالارهای شاه نشین و تزیین کاری شده و برج های متعدد است که همگی حکایت از معماری اشرافی آن دارد.

وجود عناصری مانند حصار گلین، برج های رفیع، انبارهای بزرگ، اصطبل و طویله را می توان از بافت روستایی بودن قلعه دانست.

نمای بنا از داخل حیاط به چارچوب مستطیل شکل شباهت دارد که یک در میان با استفاده از گچ تعبیه شده و تعداد اندکی از گچبری داخلی بنا بخصوص در تالار اندرونی باقی مانده است.

گنبدهای داخلی برج جنوب غربی با گره کاری و شیشه های الوان، نرده های چوبی و در دو لنگه ورودی و بیرونی به طرزی خاص تزیین شده اند.

بخش تحتانی برج نیز جلوه های گوناگونی از هنر چوب کاری دارد و برج ها و کوبه های فلزی در ورودی بیرونی نیز به عنوان ارزش های تزیینات مورد توجه است.

این بنای کهن به عنوان یکی از آثار تاریخی ارزشمند شهرستان ساوه همواره مورد توجه علاقه مندان به میراث فرهنگی بشمار می رود.

 

 

جاذبه های مذهبی:

امامزاده سهل بن علی

امامزاده سهل بن علی مربوط به دوره صفوی است و در آستانه، ۴۵ کیلومتری جنوب غربی اراک واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شماره ثبت۳۲۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

پس از ویرانی روستای آستانه در زمان حمله مغول به ایران، وجود این امامزاده مهمترین دلیل توجه صفویان به آستانه و بازسازی این شهر و نوسازی آن به حساب می‌آید. در شهر آستانه، ۳ امامزاده تاریخی سهل بن علی، جعفر بن علی و طالب بن علی وجود دارد که از نوادگان امام سجاد محسوب می‌شوند که بنابر دلایل نامعلومی به ایران مهاجرت کرده‌اند و در کرج ابودلف فوت کرده‌اند. بر روی سنگ قبر امامزاده سهل بن علی، تاریخ ۷۷۲ هجری قمری درج شده است که تاریخ وفات سهل بن علی می‌باشد. بنای این امامزاده دارایصحن، رواق، گنبد بزرگ و کتیبه‌ای است که بالای در ورودی وجود دارد و متعلق به اوایل سده ۱۲ هجری قمری می‌باشد. مجموعه تزئینات این بنا، نقاشی، قطارسازی نیم‌گنبدی‌ها، دو کتیبه گچ‌بری و چند عدد پنجره چوبی مشبک بزرگ است که دارای کتیبه‌هایی به خط نسخ می‌باشد.

 

مسجد جامع ساوه

مسجدجامع یکی از بناهای ارزشمند تاریخی است که دارای آثار معماری، نقاشی، کاشیکاری و گچبری منحصر به فرد و بسیار زیبایی است. این بنای باستانی - مذهبی نمودهایی ازسه مقطع تاریخی (قبل ازاسلام، قرون اولیه اسلامی، و دوران صفوی) را در دل خود جای داده است. این مسجدمشتمل بریک صحن وگنبدی در جنوب، دو ایوان، یک مناره، چند شبستان، محرابهای متعدد با خطوط کوفی و دو محراب در ضلع غربی است و میان شبستان های این بنا، ایوان باشکوه و رفیعی قراردارد و درهرجانب این ایوان حجره ای با درگاه تنگ و کوتاه نمودار است.

 

مردم شناسی:

جمعيت 
بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1375 استان مرکزي 1228812 نفر جمعيت دارد از اين تعداد 1/57 درصد در نقاط شهري و 9/42 درصد در نقاط روستايي سکونت داشت اند . در همين سال از کل جمعيت استان 156/616 نفر مرد و 656/612 نفر زن بوده اند . از جمعيت استان 3/38 درصد در گروه سني کمتر از 15 سال ، 1/56 درصد در گروه سني 15 تا 64 سال و 6/5 درصد در گروه سني 65 سال و بيشتر قرار داشته اند . سمت وسوي تمامي نقل و انتقالات داخلي و مهاجرين که از خارج وارد استان شده اند کانون هاي شهري مخصوصاً در شهر اراک و ساوه بوده است . قبل از دهه اخير مردم استان براي يافتن کار و ادامه تحصيلات فرزندان و بالا بردن سطح زندگي خود از اين استان به استان هاي تهران و اصفهان مهاجرت مي کردند ليکن بر اثر جذب نيروهاي بومي ، بسياري از شهرستان هاي ديگر به اين استان مهاجرت کرده اند.

 

نژاد 
با توجه به مطالعات باستان شناسي و تاريخي سابقه سکونت در اين نقطه از ايران زمين به هزاره دوم و سوم ق . م باز مي گردد . بعدها تمدن هايي در اين سرزمين شکل گرفت که هنوز آثاري از آن ها در تپه هاي باستاني و نقاط مختلفي از اين سرزمين وجود دارد . که خود حکايت از رد پاي اقوام مختلف است .
بعدها با ورود اقوام آريايي و اختلاط آنها اين نژادها در هم آميختند . پس از اسلام نيز اقوام ديگري از جمله ترکان و مغولان در اين نجد سکني گزيدند و با مردمان اين نواحي در آميختند.

 

زبان 
بيشتر مردم استان مرکزي به زبان فارسي سخن مي گويند. زبان ترکي نيز در اکثر روستاهاي اطراف اراک ، سربند و ساوه رايج است . در دليجان مردم به زبان راجي حرف مي زنند که ريشه در زبانها و واژه هاي دوره مادي دارد .در خصوص زبان راجي بايد گفت که اين زبان بس شگفت که نشانه هاي آن در بخشي از مرکز ايران چون دليجان و محلات و نراق و ... برجاي مانده است . داستان از يک زبان نيرومند ايراني مي گويد که به دليل ويژگي هاي برتر خود نشان مي دهد که روزگاري دراز در يک قلمرو گسترده ، مرکزيت داشته است و روز به روز با يورش زباني پر مي شود و در هم آهنگ و بي ريشه ، از سوي صدا و سيماي مرکزي پهنه آن کمتر و کمتر مي شود البته بايد گفت ( گويندگان ايراني که در شهرها و روستاهاي گوناگون ، با زبان هاي شيرين و ريشه دار خويش زير ستم زبان رسانه هاي گروهي هستند . بدان روي که اين گفتارها از پايتخت ايران پخش مي شود نام آن را فارسي نهاده اند و گمانشان بر اين است که اين سيستم از سوي زبان فارسي بر زبانشان مي رود ، باز آنکه اين زبان يک زبان آميخته از ده ها ، شايد صدها گويش گوناگون پديدار شده است که ريشه و مايه ايي ندارد و پايگاه آن را هم ندارد که با نام فارسي دري از آن ياد کنيم بلکه بهتر است آن را ً گويش تهراني نو ً بناميم زيرا که زبان تهران کهن نيز تا بدين پايه درهم ريخته نبوده است و براي خود زيبايي و پايه و مايه و دستور داشته است . چنانکه در برخي از جاها تنها اندک پيرمردان و پير زنان واژه هاي آن را به ياد مي آورند ، و در برخي جاها تنها نام آن بر جاي مانده است اما خوشبختانه دليجان که به گويش راجي خود دليگون خوانده مي شود کانوني بنيرو است که هنوز آن را بر زبان فرزندان مي گذارند و اگر از سوي ادارات فرهنگ و آموزش و پرورش کوششي اندک در اين زمينه شود مي توان اميد بدان بست که در آينده باز هم به گونه يک زبان روان در آن شهرستان بکار رود و ما نيز از برتري ها و ويژگي هاي آن چنانکه بايسته و شايسته باشد برخوردار گرديم .زبان ترکي : زباني اصلي اکثريت نقاط روستايي شهر ساوه مي باشد ولي فارسي تنها در شهر ساوه شهر مأمونيه و در روستاهاي آوه و الوسجرد ، زبان اصلي مردم مي باشد و در ساير نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره مي شود . اما زبان کردي در روستاي قره چاي و شهر ساوه رايج مي باشد . زبان ارمني فقط در روستاهاي چناقچي بالا و لار ساوه رايج است . گويش الويري از مشتقات زبان پهلوي ميانه بوده و به گويش تاتي معروف است .شهرستان محلات به زبان فارسي سخن مي گويند . گويش اهالي روستاي بزيجان محلات ترکي با لهجه محلي است.

 

مشاهیر:

استان مرکزی از جمله استان‌های نخبه پرور کشور است. تعداد مفاخر کشور بیش از ۴۵۰۰ نفر هستند که یک چهارم (۱۱۰۰ نفر) مربوط به استان مرکزی است و این امر نشانگر اهمیت خطه این استان در فرهیخته پروری است از این رو به این استان لقب بهشت مفاخر.، سرزمین آفتاب و پایتخت مفاخر و مشاهیررا داده‌اند. از جمله مشاهیر و مفاخر این استان می‌توان به مواد زیر اشاره کرد:

 امام خمینی(ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

 پروفسور حسابی

 امیر کبیر

 عباس اقبال آشتیانی(نویسنده)

 میرزا حسن آشتیانی(از علمای دینی)

 سلمان ساوجی (ادیب و شاعر)

 ادیب الممالک فراهانی(ادیب و شاعر)

 میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی (از مردان سیاست)

 فخرالدین عراقی

 آیت الله اراکی

 ملا احمد نراقی
 ملا مهدی نراقی
 آیت الله حاج آقا محسن عراقی
 آیت الله آقا نورالدین حسینی
 محمد مصدق
 فروغ فرخزاد
 پروین اعتصامی
 ابوعبدالله آبی
 محمد رضا آشتیانی
 میرزا سید علی اکبر تفرشی
 میرفیض الله تفرشی
 میر مصطفی حسینی تفرشی
 حویزی
 ابوالقاسم دانش آشتیانی
 محمد رضا درودیان
 هادی دلیجانی
 شیخ محمد راستین
 کربلایی کاظم ساروقی
 آخوند حاج ملا فتحعلی سلطان آبادی
 شیخ علی نخستین
 ملا ابوطالب
 ملا محمد علی محلاتی
 میرزا فضل الله نصیر الاسلامی
 سید عبد المجید وفسی
 هاشمی سنجانی
 سعدالملک آبی
 محمود آستانه
 ارفیع آستانه ایی
 آقا علی آشتیانی
 میرزا موسی وزیرلشکر آشتیانی
 احمد قوام
 قوام الدوله
 محیط فراهانی
 میرزا یوسف مستوفی الممالک
 مشیر الدوله
 حسن ملکی
 علی منصور
 وثوق الدوله
 میرزا حسن خان وزیر نظام (برادر امیر کبیر)
 محمد استعلامی
 محمد حسابی
 مصطفی چمران
 ابراهیم دهگان
 مرتضی ذبیحی
 حبیب الله ذوالفنون
 محمد رضا محتاط
 میر اسماعیل میرفخرایی
 دکتر مؤسس نیسانیان
 محمد قریب ابن ساوجی
 بیدل آشتیانی
 هوشنگ ترابی
 بهاءالدین ساوجی
 سلمان ساوجی
 ابوالحسن فراهانی
 میرزا محمد حسن فراهانی (وفا)
 محمد علی مردانی
 ابوالحسن ملک
 سید علی نجفی زاده
 نظامی گنجوی
 اویس وفی
 عبدالرحمن بین عیسی همدانی
 نصیراهمدانی
 محمد آستانه
 علی اکبر امینی
 کاظم ایرجی
 اسماعیل تفرشی
 ابوالفضل جلیلی
 صابر رهبر
 علی حاتمی
 فرهاد رستم پور
 غلامرضا رمضانی
 ابوالفضل جلیلی
 آقا علی اکبرخان فراهانی
 بهزاد فراهانی
 آقا غلامحسین فراهانی
 محمود فرهمند
 واروژ کریم مسیحی
 حسن مجللی(تعزیه خوان)
 بهروز مبصری
 رضا موسوی زاده
 حاتم عسگری
 فتحعلی واشقانی
 احمد بورقانی فراهانی
 ذبیح بهروز
 ابوتراب حلبی
 محمد خرمشاهی
 محمد باقر صدرا
 سعید قاضی سعیدی
 محمد کوهپایه‌ای
 مرتضی هزاوه‌ای
 باقر موسوی
 مصطفی‌قلی بیات (صمصام الملک)
 ابوالقاسم سحاب
 احمد پارسا
 یوسف اعتصامی
 پروین اعتصامی
 بقایی تفرشی
 (ابوالبقا) ثنایی فراهانی
 سید جلال‌الدین آشتیانی
 شیخ طبرسی
 عبدالعظیم قریب
 عبدالکریم قریب
 عبدالله دوامی
 علی اکبر شهنازی
 محمد قریب

 

 

صنایع دستی:

در اکثر شهرستان های استان مرکزی صنایع مختلف دستی وجود دارند که عمدتاً خاص عشایر منطقه اند . عشایری که در محدوده استان زندگی می کنند بومی منطقه نیستند و اکثر آنها از نواحی دیگر به این منطقه مهاجرت کرده و سکنی گزیده اند . مهم ترین گروه های ایلی استان شامل شاهسون ها، ایل کله کویی، ایل میش مس ( مست )، ایل خلج، ایل راوه و ایل کرد (کلهر) هستند که به ویژه زنان و دختران انواع صنایع دستی را تولید می کنند.

 

اهم صنایع دستی استان عبارتند از :

 فرش ساروق، اراک و محلات، قالیچه ساوه، گلیم و جاجیم تفرش، گیوه سنجان و محصولات مسی که در شهرهای استان تولید می شود .

 

 شهرستانها:

اراک:

شهرستان اراک مرکز استان مرکزي است.مساحت آن 5511 کيلومتر مربع مي باشد و جمعيت آن بالغ بر 615702 نفر است.اين شهرستان از شمال به شهرستانهاي فراهان و آشتيان، شرق به شهرستانهاي محلات و دليجان، غرب و جنوب غرب به شهرستانهاي خنداب وشازند و از جنوب به شهرستان خمين محدود مي شود. شهرستان اراک به مرکزيت شهر اراک داراي دو بخش، 5 شهر و 10 دهستان مي باشد.قدمت شهر اراک به دوره قاجار مي رسد.پيش از آن، اين منطقه بخشي از ايالت عراق عجم به حساب مي آمد.در زمان فتحعليشاه قاجار به سبب ناامني و اختلافات ملي، قشوني به نام عراق تشکيل گرديد و يوسف خان گرجي، سپهدار اعظم از فتحعليشاه تقاضا نمود که براي مرکز قشون عجم قلعه اي نظامي احداث نمايد. بدين ترتيب ساختمان اصلي شهر اراک با نام سلطان آباد بنا نهاده شد و در سال 1231 ه.ش به پايان رسيد. زمانيکه راه آهن سراسري در سال 1317 ه.ش ايجاد شد، ايستگاهي در کنار شهر احداث گرديد و نام ايستگاه را اراک گذاشتند. سپس بخشنامه هايي ابلاغ گرديد که نام آبادي هاي مجاور ايستگاه به نام همان ايستگاه خوانده شود. از اين رو اين منطقه اراک ناميده شد و در زمانهاي بعد اراک از لحاظ مرکزيت مورد توجه قرار گرفت و قطب صنعتي کشور گرديد.وجود کارخانه ها و صنايع مختلف در محدوده شهر از عوامل جذب فعاليتهاي صنعتي و خدماتي در اين منطقه شده است. مهمترين کارخانه هاي صنعتي اراک عبارتند از: ماشين سازي، آلومينيوم سازي، آذرآب، واگن پارس، کمباين سازي، صنايع سنگ، پتروشيمي، نيروگاه .براي کلمه اراک معاني گوناگوني ذکر گرديده است که تعدادي از آنها عبارتند از : (تخت شاهي) پايتخت، باغستان و نخلستان، شهرستان، باغ و بارگاه.پروفسور هرتسفلد آلماني (اراک) را شکل فارسي کلمه عراق و به معني سرزمين هموار دانسته اند.

 

ساوه:

اين شهرستان با مساحت 446/4611 کيلومتر مربع و با جمعيتي بالغ بر 238713 نفر در شمال استان مرکزي واقع است و وسيع ترين شهرستان اين استان به شمار مي رود. شهرستان ساوه از شمال به شهرستانزرنديه ازغرب به استان همدان از جنوب به شهرستانهاي تفرش و کميجان واز شرق به استان قم محدود مي شود اين شهرستان با مرکزيت شهرساوه در ارتفاع 995 متري از سطح دريا قرار گرفته است و با مرکز استان 152 کيلومتر فاصله دارد.شهرستان ساوه داراي دو بخش به نام هاي مرکزي و نوبران، سه شهر به نام هاي ساوه، غرق آباد و نوبران، هفت دهستان به نام هاي طراز ناهيد، قره چاي، نور علي بيگ، شاهسون کندي، آق کهريز، بيات و کوهپايه است.ساوه در لغت به معني خرده طلا آمده است و از شهرهاي بسيار قديمي ايران به شمار مي رود. بدون شک ساوه را بايد از شهرها و دژهاي مادي دانست. در کتب تاريخي و مسالک و ممالک بعد از اسلام به اين شهر تحت عناوين جبال يا کوهستان يا عراق عجم اشارات فراواني وجود دارد. ابن حوقل در کتاب صوره الارض درباره شهر ساوه مي آورد:((ساوه شهري است در سي فرسنگي همدان بسيار پاکيزه و نيکو حال، به طريق عراق است.)) منطقه آوه اين شهرستان از نقاط مهم شيعي ايران بوده است و علماء و مشاهير زيادي در زمان هاي مختلف از اين منطقه برخاسته و در احياي مذهب شيعه جعفري تلاش و مجاهدت بسزايي داشته اند.مغول ها در سال 617 هجري قمري شهرساوه را غارت کردند و کتابخانه عالي آن را که داراي آلات نجومي نيز بوده آتش زدند، اما پس از آن خواجه ظهيرالدين علي بن ملک شرف الدين ساوجي و فرزندش در قرن 8 ه.ق برج و باروي شهر را تکميل نمودند.پايه اقتصاد آنرا صنعت و کشاورزي تشکيل مي دهد و توليدات کشاورزي آن انار، انجير خشک و طالبي است. اين شهرستان به دليل مجاورت با کوير و ارتفاعات کم داراي آب و هواي گرم و خشک است. ميزان بارندگي شهرستان کم و بيشتر بصورت باران است. شهرستان ساوه را بيشتر نقاط هموار و دشت تشکيل مي دهد. اين دشتها از جنوب شهر ساوه شروع و تا دشت بزرگ ساوه که گستره شهر هاي غرق آباد، ساوه، شهرصنعتي،مأمونيه و زرند است امتداد دارد و داراي خاکي بسيار حاصلخيز و محل توليد بسياري از محصولات باغي و کشاورزي است.ارتفاعات منطقه در غرب شهرستان متمرکز بوده و در شمال غرب شهر ساوه و غرب رازقان به حداکثر 2930متر مي رسد.سوغات ساوه را ميوه هايي چون انار، طالبي، خربزه،خيار چنبر و مشتقات آنها و امروزه پسته، زيتون و زعفران و صنايع دستي از قبيل کوزه هاي سفالي و فرش دستباف تشکيل مي دهد.غذاي محلي اين شهرستان شامل ترخنه ها و دکو مي شود و از شيريني هاي محلي مي توان به نان قندي (آرد،شکر،تخم مرغ،مواد افزودني،شيريني و مغز گردو)،روح افزا(مغز بادام، مغز پسته و شکر)،نان پنجره اي و باسلوق اشاره کرد.گويش مردم ساوه، فارسي با لهجه خاص ساوه اي و ترکي،درآوه است. ايل شاهسون تنها ايلي است که ترک زبانند و در منطقه ساوه زندگي مي کنند.

 

خمین:

شهرستان خمين در جنوبي ترين نقطه استان مرکزي قرار گرفته است . اين شهرستان از شمال به اراك ، از شرق به محلات ، از جنوب به گلپايگان (استان اصفهان) و از غرب بهازناو اليگودرز(استان لرستان) محدود مي شود. وسعت خمين 2267 كيلومتر مربع است.

محدوده شهرستان خمين امروزي در گذشته جزيي از ناحيه پهناور ولايت جبال (عراق عجم) بوده كه در طول تاريخ نام هاي گوناگوني به خود گرفته است. يونانيان به آن مديا مي گفتند . منطقه جبال در متون اسلامي به نام هاي كوهستان ، جبال،جبل،قهستان،قوهستان و بلاخره عراق عجم ناميده شده است. بعدها قسمت وسيعي از عراق عجم را تيمره نام نهادند. سپس تيمره به تيمره عليا و تيمره سفلي تقسيم شدكه تيمره عليا محدوده كنوني شهرستان خمين است. از منابع چنين بر مي آيد كه شهرت تيمره و خمين پيش از اسلام و قرون اوليه اسلامي از دوره هاي بعد بيشتر بوده است. آخرين منابعي كه در آن از تيمره نام برده شده مربوط به قرن پنجم و هفتم هجري است ؛ پس از آن تا چهارصد سال منابعي كه روشنگروضعيت ناحيه باشد در دست نيست. ليكن در كتاب نزهه القلوب مربوط به قرن هشتم هجري از ويژگي هاي ناحيه فوق سخن به ميان آمده كه نشان مي دهد به احتمال زياد نام تيمره به كمره تبديل يافته و گلپايگاني ها آن را كمره مي خوانده اند. نام خمين در منابع به صورت خمهين ، خهبين،خماهين آمده است. براي اولين بار در كتاب تاريخ پادشاهان و پيامبران اثر حمزه اصفهاني به نام خمين اشاره شده است.

ناهمواري هاي شمال غربي خمين ادامه رشته كوههاي زاگرس است . مهمترين كوههاي آن بوجه و هفت سواران است. شهرستان خمين ازخصوصيات اقليمي مختلف تأثير پذيرفته و داراي آب و هواي متغيري است بطوري كه آب و هواي معتدل كوهستاني در شمال غربي و آب و هواي نيمه بياباني در مركز و جنوب بر آن حاکم است . به همين خاطر خمين داراي زمستان سرد تا بسيار سرد و تابستان هاي معتدل تا گرم در نقاط مختلف است.

شهرستان خمين داراي دو شهر به نام هاي خمين و قورچي باشي ،دو بخش و هفت دهستان مي باشد. جمعيت آن 118424 نفر و از نظر تراكم بعد ازاراك دومين شهرستان استان است.زبان و لهجه رايج در منطقه فارسي و در قسمت هاي جنوبي لري و در تعدادي از روستاهها به زبان تركي تكلم مي كنند .

 

محلات:

اين شهرستان با وسعتي معادل 1995 کيلومتر و جمعيتي معادل 49264 نفر در جنوب شرقي استان مرکزي قرار دارد.اين شهرستان از شمال و شرق بهشهرستان دليجان و از جنوب  وجنوب غرب به شهرستان خمين و استان اصفهان واز غرب به شهرستان اراک محدود مي شود. مرکز آن شهر محلات و فاصله آن با مرکز استان 115 کيلومتر است.

اين شهرستان داراي يک بخش به نام مرکزي، دو شهر به نام هاي محلات و نيم ور و دودهستان به نام هاي خورهه و باقرآباد است . محلات در روز گار هخامنشيان بخش کوچکي از ماد به شمار مي رفته است. اين منطقه در دوره اشکانيان جزيي از ايالت والي نشين ماد بزرگ محسوب مي شده و در زمان سلوکيان اين ناحيه مخصوصاً قسمت شمالي آن يعني دهستان خورهه مورد توجه حکام يوناني بوده است . در دوران نخستين اسلامي اين شهرستان جزء منطقه اي به شمار مي رفته که به نام جبال يا کهستان خوانده مي شده است .

همين منطقه در قرن چهارم هجري و بعد از تغييرات و تقسيمات منطقه اي به نام رستاق انار خوانده مي شده است . بعدها نيز محدوده دو شهرستان خمين و محلات امروزي را تيمره گفته اند که تيمره عليا خمين امروزي و تيمره سفلي محلات کنوني بوده است .در محدوده کنوني شهرستان محلات نواحي خورهه و نيم ور آثار به جا مانده نشان از قدمت تاريخي اين منطقه دارد. چنانچه در مورد وجه تسميه محلات نيز اختلاف نظر وجود دارد و برخي معتقدند محلات را به لحاظ داشتن چندين محله نامتجانس بدين نام ناميده اند.
ساکنين کنوني محلات با زبان فارسي و لهجه محلي تکلم مي کنندو سوغات آن گل، حلوا، گيوه و تريکو  مي باشد و اقتصاد آن را کشاورزي و باغداري و سنگهاي زينتي تشکيل مي دهند. صنايع دستي شهرستان راگيوه تشکيل مي دهد.

 

تفرش:

 اين شهرستان با مرکزيت شهر تفرش از شمال به شهرستان ساوه ازجنوب و جنوب شرق به شهرستان آشتيان و فراهان از شرق به استان قم و از غرب و جنوب غرب به شهرستان کميجان محدود شده  است ارتفاع اين شهرستان از سطح دريا 1900متر است و تا مرکز استان 90 کيلو متر فاصله دارد اين شهرستان داراي يک بخش مرکزي  ودهستانهاي رود بار، بازرجان، خرازان و کوه پناه است.منطقه تفرش از لحاظ تاريخي با منطقه آشتيان پيوستگي دارد قدمت شهر تفرش به قبل از اسلام مي رسد درباره وجه تسميه نام اين شهر آمده است که تفرش در اصل گبرش بوده است و اين توجيه شايد بدين سبب است که در سده هاي قبل و حتي صدر اسلام گبرها يا زردتشتيها در اين جلگه و نقاط مجاور آن از جمله فراهان و آشتيان سکونت داشتند.ياقوت حموي در قرن هفتم هجري قمري تفرش را قريه اي پررونق توصيف کرده است0حمداله مستوفي در قرن 8 هجري قمري از تفرش با هفده پاره ديه نام مي برد که که اطرافش را آبادي ها چشمه ها و کاريزهاي متعدد قرار گرفته است. استاد دهگان در مورد تفرش چنين نوشته است: تفرش ولايتي از نواحي اراک که در بدو امر يعني زمان پارسها جز اصفهان و بعدها ضميمه قم و در حين بناي اراک جزء اين شهرستان و بعدها مرکز شهرستان گرديد.ارتفاع زياد و کوهستاني بودن اين شهرستان باعث به وجود آمدن زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل در اين شهرستان شده است به طور کلي خصوصيت اقليمي آن وجود تابستانهاي معتدل و خنک در منطقه است شهرستان تفرش منطقه اي کوهستاني با ارتفاع نسبتا زياد است سمتهاي جنوبي، شرقي و غربي آن را ارتفاعات بيشتر از 2500 متر احاطه نموده است که مهمترين ارتفاعات آنرا کوههاي امجک تشکيل مي دهد از شهر تفرش به سوي شمال و ساوه از ارتفاع کوه هاکاسته مي شود .مردم اين شهرستان اکثرا به لهجه فارسي صحبت مي کنند ودر بعضي نقاط نيز تکلم به زبان ترکي رايج است سوغات اين شهر گردو، بادام، سيب زميني و ساير محصولات باغي است. به لحاظ شرايط اقليمي، باغداري رکن اصلي فعاليتهاي ساکنان آن است و صنايع دستي آنرا ظروف مسي (چکشي) و گليم تشکيل مي دهد.

 

آشتیان:

شهرستان آشتيان در مرکز استان مرکزي وشمال شهرستان اراک قرار داردوبامرکزاستان 80 کيلومتر فاصله دارد. شهرستان آشتيان با جمعيتي معادل 21121 و مساحتي در حدود 1239 کيلومترمربع کوچکترين شهرستان استان مرکزي است.اين شهرستان داراي يک بخش- مرکزي-،يک شهر-آشتيان-،سه دهستان  - گرکان،سياوشان و مزرعه نو- است.اين شهرستان از شمال به تفرشوقم ، از جنوب وجنوب شرق به شهرستانهاي دليجان واراک  ازغرب به شهرستان فراهان محدود گشته است.شهرستان آشتيان از شهرهاي بسيار کهن ايران و در گذشته جزء مادسفلي يا ماد بزرگ بوده است.آثارمادي در اين شهرستان فراوان به چشم مي خورد.اسامي اماکن آن ريشه اوستايي- پهلوي دارند.اين اسامي، تعداد زيادي قلاع گبري و وجود آتشکده هادراين منطقه مانند (آتشکده فردجان و فراهان) ارتباط واژه آشتيان را بادين زرتشت قوي مي سازد.اين منطقه درزمان خلافت عمر توسط مالک بن عام اشعري  فتح و مردم آن به دين اسلام گرويدند.در کتب جغرافيايي پس از اسلام اين شهر جزء ولايت کوهستان يا جبال و يا عراق عجم آمده است.بنابه تفسير (دهگان) لغت آشتيان معرف معبد و قربانگاه است. کلمه آشتيان مرکب از دو جزء ((يشت)) به معني پرستش، قرباني، دعا و سرود مذهبي و((يان)) معرف مکان و جايگاه است.آشتيان در مختصرالبلدان و تاريخ قم ابرشتيجان آورده شده است و ابن فقيه آن را از متعلقات همدان ذکر نموده و صاحب تاريخ قم آنرا از طموجهاي قم برشمرده است.
شهرستان آشتيان به سبب ارتفاع نسبتاً زياد، داراي زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل مي باشد.اين شهر از لحاظ توپوگرافي دردامنه ارتفاعات کوه هاي مرکزي استان واقع شده و از جنوب به دشت فراهان و کوير ميقان منتهي مي شود.ازارتفاعات معروف آن  کوه رف قاسم کش ،کوه کلاهه وميراب  را مي توان نام برد.کشاورزي و دامپروري فعاليت غالب ساکنان اين شهرستان را تشکيل مي دهد.زبان اهالي اين شهرستان فارسي است و عده اي از آنها به زبان ترکي تکلم مي کنند. ازجمله سوغات شهرستان آشتيان مي توان: صابون، گردو و بادام را نام برد. کارگاههاي صابون سازي يکي از جاذبه هاي مهم اقتصاد سنتي اين شهرستان محسوب مي شود.

شازند:

شهرستان شازند در جنوب غربي استان مرکزي واقع شده است از جنوب و جنوب غربي به (استان لرستان ) واز  غرب به شهرستان ملاير (استان همدان ) محدود مي شود . قدمت شهر شازند ( مرکز شهرستان ) به دوره قاجاريه مي رسد. اين شهر در زمان قاجار به نام ادريس آباد شناخته شده است. بعد از عبور راه آهن سراسري از اين ده و احداث ايستگاه به علت وجود کوهي که در کنار ايستگاه قرار داشت به شازند نام گذاري شد.و پس از مدتي ادريس آباد و مناطق همجوار به نام شازند خوانده شدند . در 6 کيلومتري جنوب شازند شهري قرار دارد که يکي از قديمي ترين سکونت گاههاي انساني منطقه است. اين شهر در دوران درگيري بين امين و مامون عباسي اعلام بي طرفي کرد و همين سبب ويراني آن گرديد و بقاياي آن در زمان حمله مغول ويران شد. بناي اين شهر به همت عيسي بن ادريس و پسرش بودلف قاسم مجددا بنا شد. اين شهر در زمان صفويه مجددا تعمير و نوسازي شد .و به سبب وجود مقبره اما مزاده سهل ابن علي (س) و امام زاده هاي ديگر در زمان صفويه به نام آستانه نام گذاري شد.
اين شهرستان اکنون داراي سه بخش به نامهاي مرکزي ، سربند ، زاليان و پنج شهر به نامهاي شازند، آستانه ، مهاجران،. هندودر  و توره و 8 دهستان به نام هاي قره کهريز ، کوهسار، آستانه ، هندودر ، مالمير ، زاليان ، نهرميان ، پل دوآب است.جمعيت اين شهرستان بالغ بر   120100  نفرو فاصله آن از اراک 35 کيلومتر است. ارتفاع شهرستان از سطح درياي آزاد 1920 متر است. به سبب کوهستاني بودن و ارتفاع زياد  داراي آب و هواي کوهستاني با زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل است. . دامنه هاي کوهستاني سبب به وجود آمدن آب هاي روان و چشمه هاي پر آب شده است به حدي که شهرستان سرابهاي پرآب لقب گرفته و در دور دوم سفر رياست محترم جمهوري به عنوان منطقه نمونه طبيعت گردي به تصويب رسيده است. .
پالايشگاه بزرگ ، نيروگاه حرارتي و کارخانه قند از جمله مهترين صنايع اين شهرستان است . علاوه بر وجود صنايع بزرگ اقتصاد اهالي شهرستان بر پايه کشاورزي است و سوغات آن عبارتند از انگور، کشمش، سنجد و گردو . اهالي آن به زبان فارسي با لهجه نزديک به لري و ترکي صحبت مي کنند.

 

دلیجان:

دليجان داراي زمستانهاي سرد، تابستانهاي نسبتاً گرم است، هرچند در شمال شرقي و در منطقه جاسب در فصل تابستان آب و هواي معتدل حاکم است. گرم ترين ماه مرداد و سردترين ماه بهمن است. به طور کلي شهرستان دليجان را مي توان قلمروي با آب و هواي نيمه خشک دانست. قسمت عمده اين شهرستان را نقاط هموار و دشت تشکيل مي دهند که عموماً بين 1000 تا 1500 متر ارتفاع دارد و کم ارتفاع ترين ناحيه شهرستان دليجان را حوزه آبريز رودخانه قمرود تشکيل مي دهد .

 

کمیجان:

اين شهرستان با وسعتي معادل 1584 کيلومتر مربع و جمعيتي حدود 45723 نفر با مرکزيت شهر کميجان در 96 کيلومتري مرکز استان و در غرب استان قرار دارد. کميجان از جهت شمال وشمال غرب به استان همدان ازشرق به شهرستاي فراهان و تفرش از شمال و شمال غرب به شهرستان ساوه و استان همدان محدود مي شود. شهرستان کميجان از دو بخش به نامهاي مرکزي و ميلاجرد و  دهستان هاي اسفندان، ميلاجرد و خسروبيگ تشکيل شده است.کميجان نامي است که در مورد آن اختلاف نظر بسياري است. صورت واژه نشان مي دهد که اين کلمه از کم + ي + جان تشکيل شده که به معناي سرزمين يا جايگاه، گياه و چمنزار و مرغزار مي باشد. اين وجه با موقعيت جغرافيايي و تاريخي منطقه سازگار است. ابراهيم دهگان در کتاب فقه اللغه اسامي امکنه مي نويسد کميزان، اين لغت در زبان عامه به صورت کميزان (کاف عربي مضموم و ميم مکسوره) استعمال مي شود و در مکاتيب به شکل کميجان وارد شده است. اصل آن به نقل ارباب مسالک کميجان روي ريشه « کميز» و آن قرار گرفته که عضو اول نام طايفه اي در ترکستان بوده و در کنار رودي به نامه «کم» در حدود ختلان و چغانيان مسکن داشته و نام خود را از همان رود گرفتند. علي هذا اين لغت از ترکستان وارد سرزمين عراق گرديده و صورت خود را در محال عديده در چهره ديه هاي اين شهرستان تاکنون حفظ کرده است. در تاريخ قم نيز راجع به کميجان آمده است: « ديه کميدان پيش از بنا و عمارت چراگاه ماديانها بوده است. بدين سبب او را کميدان مي خوانند يعني جاي ماديانها) وي مي افزايد اين واژه از دو صورت خالي نيست. اول چنانکه گفته اند اين ديه جاي ماديانها بوده است و اين لفظ را به مرور ايام قلب کردند و گفتند « ک ميدان» دوم آنکه گويا جمعيتي که در اين منطقه سکونت داشتند اسبان را محافظت مي کردند. پس به اين جهت اين ديه را کميدان نام کردند.شهر کميجان به لحاظ ناهمواري از دو قسمت منطقه کوهستاني و منطقه دشت تشکيل شده است. منطقه دشت بيشتر قسمت هاي مرکزي و غربي را شامل مي شود. اما قسمت هاي جنوبي و شمالي آن را منطقه کوهستاني احاطه مي کند که کوههاي نسبتاً بلندي از جمله کوههاي لره و چرلغچي در جنوب و کوههاي قلنجه و دزلي در منطقه وفس و کوههاي دولاچي و کوه استهزي در منطقه چهرقان در شمال کميجان قرار دارد. شهرستان کميجان به لحاظ آب و هوايي در منطقه کوهستاني قرار مي گيرد که دو رشته کوه عمده در اين شهرستان، يکي در غرب آن گذشته به کوههاي الوند متصل مي شود و ديگري پس از کاهش ارتفاعش به کوههاي وفس در شمال شرقي شهرستان کميجان متصل مي شود.مهمترين رودخانه شهرستان کميجان، رودخانه قره چاي است که از کوههاي سر بند شازند سرچشمه گرفته و از غرب کميجان عبور کرده و در امتداد مرز طبيعي همدان به طرف شهرستان ساوه امتداد مسيرمي دهد و سرانجام به درياچه فصلي مسيله در قم مي ريزد.زبان اکثريت مردم کميجان ترک است که اين دسته از مردم درقرون مياني اسلامي ازشمال غرب کشور به اين منطقه ازاستان کوچ داده شده اند.درروستاهاي وفس،گورچان،فرک،چهرقان مردم به زبان تاتي سخن مي گويند.

 

خنداب:

شهرستان خنداب با مساحت حدود 1365 کيلومتر مربع و جمعيتي بالغ بر 59727 نفراز شمال به شهرستان هاي کميجان ، از شرق به شهرستان هاي اراک ، از جنوب به شهرستانشازند، از غرب به شهرستان استان همدان محدود مي شود. اين شهرستان داراي دو شهر به نام هاي خنداب و جاورسيان و دو بخش به نام هاي قره چاي و مرکزي ، 5 دهستان به نام هاي اناج ، سنگ سفيد ، جاورسيان ، خنداب و دهچال است . اين شهرستان تا سال 1368 بخشي از شهرستان اراک به شمار مي رفت . پس از اين زمان به عنوان شهرستان جديد وارد نقشه جغرافياي استان شد. محدوده اي که امروزه به نام خنداب معروف است از اتصال مجموعه اي از سکونت گاهها به نام هاي حصار و خنداب و قلعه تشکيل شده است. اگر احتمال در ارتباط بودن نام خنداب با خندق آب درست باشد به طور حتم در محل اين شهر استقرار گاههايي از دوره هاي پيش از اسلام وجود داشته است. زيرا در ناحيه چزان به مواردي از قلاعي که در اطراف آنها آثار خندقي وجود دارد برخورد خواهيم کرد.در مورد پيشينه خنداب به موارد زير مي توان اشاره کرد.
1- حداقل از دوره هاي آغاز اسلامي تاکنون در اين محدوده شهر مهمي شکل نگرفته است که با توجه به محيط مناسب جغرافيايي بيانگر شرايط نامناسب امنيتي بوده است .2- وجود دالان طبيعي دشت شراء شرايطي را به وجود آورده است که مي توان براي هجوم از نواحي غربي به مرکز ايران مورد استفاده قرار گيرد که اين امر توانسته در تخريب کانونهاي زيستي موثر باشد . وجود گروه هاي لر، ترک، فارس در محدوده خنداب مبين مسير حرکت اقوام و سکونت گزيني آنان در اين محدوده مي باشد که بي ارتباط با تحريکات نظامي آنان نيست.3- وجود قلعه و  حصار نشانگر وجود نوع زندگي مبتني بر غارت و دفاع مي باشد.
4- وجود امامزاده در خنداب و همچنين نوشته دانشمند عالي قدر مرحوم ابراهيم دهگان سند تاريخي مستند و گواه روشن بر قدمت تاريخي خنداب است.بر اساس اسناد و مدارک موجود قدمت خنداب به بيش از 1200 سال مي رسد.  ابوالفرج قدامه بن جعفر کاتب بغدادي متوفي سال 327 ه ق در کتاب خود در ذکر راههاي منتهي به شهر کرج (آستانه ) چنين بيان مي کند « از همدان به کرج از راه رستاق شراء ،از همدان به جود 5 فرسنگ ، از جود به خنداب( که فعلا به همين نام و در جاي اصلي شهر است ) هفت فرسنگ، از خنداب به سيان هفت فرسنگ و از سيان به کرج 5 فرسنگ ،پس از همدان تا کرج 27 فرسنگ راست . »از اين سند تاريخي به قدمت سابقه تاريخي خنداب پي مي بريم و مهم تر آن که خندا ب در سال 328 ه ق يعني بيش از 11 قرن قبل در محله فعلي و به همين نام بوده است . حمد ا.. مستوفي نيز در نزهه القلوب در بيان مطالب جغرافيايي منطقه جبال به منطقه شرائين اشاره کرده که بيانگر قدمت نام شراء در طول تاريخ است.در ارتباط با خنداب بايد اشاره کرد که وجود مقبره حضرت امامزاده محمد مسعود فرزند امام موسي کاظم (ع) که در ميان شهر و در کنار رودخانه قرار دارد دليلي بر قدمت آن حداقل از سده دوم هجري است. اگر چه ممکن است اين محل در ابتداي دوره اسلامي بسيار کوچک بوده است همچنين بر اساس نقل پاره اي از مطلعين محلي نام اصلي خنداب خندق آب بوده است. از شواهد تاريخي چنين بر مي آيد که اهالي اين منطقه براي محافظت خود و دام هايشان تونل هايي ايجاد مي کردند که هم مخفيگاه مناسبي براي پناه بردن به آن در هنگام خطر بوده و هم به عنوان تونل منتهي به رودخانه جهت برداشت آب مورد استفاده قرار مي گرفته است.اين محدوده به دليل قرار داشتن در امتداد دشت و رودخانه شراء (قره چاي )، دامنه هاي رشته کوه زاگرس و ريزش جوي از نظر کشاورزي مناسب و جاذب جمعيت بسيار است و به جرات مي توان حوزه جغرافيايي خنداب را در استان مرکزي به شمال ايران مقايسه کرد. به همين خاطر براي توسعه گردشگري طبيعت گردي و کشاورزي مستعد است .ساکنان شهرستان خنداب به سه گروه عمده زباني تقسيم مي شوند ، اين سه گروه عبارتند از ترکي ، لري و فارسي. وجه تسميه خنداب:بر اساس لغت نامه دهخدا، خنداب در اصل کندآب بوده است. به نحوي که جريان رودخانه در اين روستا کند مي شده است از اين جهت اصل لغت کند است که به خنداب تبديل شده است. دليل ديگر براي نام گذاري خنداب وجود رودخانه قره چاي است که در گويش محلي خنداب به معني قند آب يا آب شيرين بوده است.

 

زرندیه:

شهرستان زرنديه به عنوان شمالي ترين شهرستان استان مرکزي از مساحتي بالغ بر 4163 کيلومتر مربع برخوردار است و جمعيتي در حدود 58387 نفر با مرکزيت شهر مأمونيه در جنوب غربي تهران و شمال ساوه واقع است.اين شهرستان داراي دو بخش به نام هاي مرکزي و خرقان و شش دهستان به نام هاي رودشور، حکيم آباد، خشک رود، الوير،دوزج و عليشار است. اين شهرستان از شمال و شمال شرق به استان تهران، از شمال و شمال غرب به استان قزوين، و از جنوب به شهرستان ساوه محدود مي شود.
شهرستان ساوه بخشي از قلمرو ماد بوده است و اولين حکومت ايراني در اين شهرستان و چند شهرستان ديگر شکل گرفته است.بعد از ماد ها، هخامنشيان به اين سرزمين حکومت مي کردند، اما اين سرزمين همچنان محل سکونت قوم ماد باقي ماند.اين شهرستان شاهد فرازوفرودهاي بسياري بوده است.در سال 1382 هجري شمسي شهرستان زرنديه از شهرستان ساوه مستقل شد.
زبان مردم زرنديه فارسي با لهجه محلي است و روستاييان اغلب به گويش الويري و تاتي سخن مي گويند
آداب و رسوم: از مراسم رايج مذهبي و فرهنگي شهرستان مي توان از تعزيه خواني، سيزده بدر، مراسم عيد نوروز، چهارشنبه سوري، پاتختي، حنابندان، عروس بران، جشن کوسه ناقالي(ناقلدي) ، مراسم بيل گردان، مراسم انگور(جشن انگور) و ... نام برد.

 

فراهان:

فراهان نامي آشنا ، سرزميني حاصلخيز با مفاخري تاريخ ساز در ايران است . هر ايراني نام فراهان را مي شنود به ياد نام آوران ادبيات و سياستمداران اسلام شناس و ضد استعماري چون قائم مقام فراهاني و ميرزا تقي خان امير کبير مي افتد. لغت شناسان فراهان را فشرده واژه فراهامون مي دانند درياچه اي که امروز درياچه مگان (ميقان) ناميده مي شود در روزگاران گذشته هامون ناميده مي شد و همه روستاها و شهرهاي کوچک پيرامون اين درياچه را فراهامون مي ناميدند .فراهان نام روستاها و شهرهايي بود که در بالا يا فراي درياچه ساخته شده است. سرزميني که از يکسر به خورهه و از سويي به تفرش و از سوي ديگر به کميجان کشيده شده بود، فراهان ناميده مي شد. واژه اوستايي مئشن از ريشه maetميهن جاي گزيدن و ماندن گرفته شده است که در مجموع فرمهين را مي توان به شکوه ميهن معنا کرد .فراهان در سده نخستين هجري قمري از متعلقات همدان بوده و مردم بومي آن پيرو آئين زرتشت بودند آتشکده آذرگشنسب تا سال282 ه ق در روستاي فردقان مي سوخته تا اينکه در زمان خلافت  خليفه دوم توسط مالک بن عامر اشعري مسلمان شدند.فراهان در عهد ساسانيان خوش آب و هوا ،وشامل 360 پارچه روستا مي شده است .فراهان تا پيش از سال 1316 از توابع شهرستان قم بود و بعد از آنکه سلطان آباد عراق به شهرستان اراک تبديل شد فراهان جزء شهرستان اراک شد  و در سال 1342 بعد از اينکه تفرش به شهرستان ارتقاء يافت.فراهان به دو بخش به فراهان سفلي  تابع بخش مرکزي اراک و فراهان علياء تقسيم شد در تغييراتي که در سالهاي 1366 و 1372 رخ داد تعداد 15 روستاي ديگر از فراهان جدا و به شهرهاي کميجان و اراک ملحق گرديدودر سال 1389 با مرکزيت فرمهين با جمعيت 26000 نفر ،دو بخش و 53 روستا به عنوان شهرستان فراهان هويت مستقل پيدا کرد.اقتصاد منطقه بر پايه کشاورزي و دامپروري استوار مي باشد و منطقه انبار غله و خطر زرخيز مشهورات که عمده محصولات آن گندم ( ديم و آبي) جو ، يونجه ، حبوبات، سيب زميني و انگور مي باشد.مکانهاي تاريخي و مذهبي اين شهرستان شامل امامزاده احمد بن علي در شهرمنطقه ذلف آباد فرمهين، محوطه تاريخي و شهر زيرزميني ذلف آباد ، تکيه تاريخي فرمهين ، امامزاده حسن الافطس واقع در روستاي اسفين.

 

منبع:اداره کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی